بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

556

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

مفاصل كهنه شده بود و انگشتهاى دست او هريك مقدار بادرنگ خوردن شده بود و اندك كسور گشته و لون آن بسياهى مائل بود و مادهء آن از سوداويتى خالى نبود بمداومت ماليدن دهن المفاصل انگشتان او به حال اصلى رسيده و او مرد دائم الخمر بود و اكثر اوقات غذاهاى غليظ خوردى امّا در اوقات علاج از آنها پرهيز نمودى و گاهى مسهلى ماده غليظ هم خوردى عورتى در بهار شير و ماست و ريواس و چغاله باهم خورده بود و درد بندهاى سر دست و انگشت پيدا كرده بود و بسيار صعب نبود و مدتى گذشت و او از دواهاى گرم مثل زنجبيل پرورده و دواء المشك و غيره خوردى تمام صحت نمىآمد فرمودم تا تخم تيز تره را سائيده و بگلاب آغشته بر لته كند بر تمامى بندگاه‌ها عضو ماؤف پيچد چند روز اين مداومت نمود صحت يافت و چند شخص ديگر را قى بسيار مىفرمودم و ازين دواى بستند و پرهيز مىكردند به زودى صحت يافتند و چند مريض را كه اين علت كهنه شده بود ابله فرنگ فرمودم ماليدند و بدستور عرق كردند صحت يافتند و چندين را كه ريح الشوكه داشتند هم بدين نوع علاج كردم و گاهى در ريح الشوكه تيزاب ماليدن فرمودم عظيم نافع آمد و طبيخهائى كه در عرق النسا گفته شد در ان بسيار نشستن هم آزموده است بتخصيص كه بعد از ان بروغنهاى مذكور تدهين كنند و آب معادن هم بسى فائده دهد و اين‌چنين امراض مزمنه بدير علاج پذيرد و اگر تسكين بازرود عود كند همان ادويه مسهله كه حكماى يونان استعمال آنها را درين مرض نافع يافته‌اند اما مسهل صفرا همانست كه در امراض صفراوى مذكور شد امّا چون شربتى از آن را مقوى بيك درم تا نيم درم سورنجان كنند بدين مرض انفع آيد و امّا مسهل بلغم بگيرند سورنجان و بوزيدان و شحم حنظل از هر يكى دانگى غاريقون از هر يكى نيم درم تربد يك درم و جمله بكوبند و با يك درم مقل در آب كرم حل كرده بسرشند و بدهند اين يك شربت بود مردم قوىمزاج را ديگرى را بگيرند تخم رازيانه اصل سوسن اصل باديان تخم كاسنى از هر يكى سه درم تربد سفيد و سورنجان از هر يكى دو درم و جمله را بجوشانند در دو رطل آب تا ثلثى بماند انگاه آن را صاف كرده سى درم ترنجبين اضافه كنند و بدهند مردم قوىمزاج را و حب منتن و ايارج لوخاذيا باهم